rozhaye [AloneBoy.com] talkh کاشکی میشد روزای تلخو سوزوند

دارم آتیش میگیرم پای غمت
کاشکی هیچ موقع ندیده بودمت

کاشکی میشد روزای تلخو سوزوند
زندگیرو به عقب برگردوند

از همون روزی که خیلی خوش گذشت
بخت من پر زد و دیگه برنگشت

ما با هم خوش بودیم اما بی خودی
نمیدونم چرا تو عوض شدی

تموم زندگیمو زهر کردی
چرا با چشمای من قهر کردی